|
بانو و جوانی خویش (مجموعه داستان)
ناهید طباطبایی
چاپ دوم ۱۳۷۸
۷۰ صفحه
قطع ۱۴۰× ۲۱۵ میلیمتر – جلد نرم
شابک ۴- ۰- ۹۲۲۱۲- ۹۶۴
قیمت: ۱۲.۰۰۰ ریال
شب عروسی بانو، شبی رویایی بود. مراسم عقد در خانۀ پدری او برگزار شد. سفره را در شاه نشین انداختند، سفرۀ ارگانزای سفید با تورهای پهن کتان. دو خانم ارمنی تزئین اتاق را به عهده داشتند. همه جا پر از گل بود و پر از نور.
صد ماهیِ سرخ در دو قدح بلورین، چپ و راست سفره، چشم را خیره می کردند، وقتی عروس وارد باغ شد، ده گوسفند جلوی پای او سر بریدند. بانو آنقدر زیبا بود که دل زن و مرد را می لرزاند. بعد از عقد، مجلس رقص در باغ تا صبح ادامه داشت و آن شب تنها شبی بود که محمود فقط با بانو رقصید. بانو از خوشی منگ بود و دختران جوان از رشک. فردای آن شب در روزنامه نوشتند که "دیشب جشن عروسی بانو دختر جناب آقای صدرائی با آقا محمودخان ملکی فرزند ملک الدوله برگزار، و پذیرائی شایانی از مدعوین بعمل آمد". بانو هنوز آن روزنامه را در ته گنجه نگاه می داشت. |
|